
آنچه که جناب آقای خاتمی در تبیین برنامه اصلاحات به آن اشاره نمود غلبه بر 3 بیماری مزمن استبداد، استعمار و عقبماندگی بود که بدون شک درمان آن نیز چیزی جز خواسته تاریخی ملت ایران در تحقق رویای یکصدساله آزادی، دمکراسی و پیشرفت نیست. البته تشخیص این دردها و ارائه راهحلهای کلی گرچه در جای خود مهم و لازم است اما همه داستان نیست و ارائه راهکارهای مفید، جزیی، عملیاتی و امروزی و همچنین تعیین و تبیین نقشه راه برای رسیدن به این اهداف از اهمیت بیشتری برخوردار است و میتوان گفت به همان نسبتی که مدعیان حل این مشکلات قادر به ارائه برنامههای عملیاتی و واقعبینانهتر و قابل فهم و درک برای مردم باشند از اقبال عمومی بیشتری نیز برخوردار خواهند شد. یکی از مشکلات مبتلا به کشور که از دیرباز تاکنون یکپارچگی و همبستگی ملی را تهدید نموده و از آن بهعنوان یکی از موانع اصلی عدم تحقق دمکراسی در ایران نیز میتوان یاد نمود، مدیریت غلط مسائل مرتبط با قومیتها و مذاهب کشور بهخصوص اهل سنت بوده است. علیرغم تصریح اسلام بر برابری همه انسانها و به رسمیت شناختن اقوام گوناگون و معرفی این تنوع بعنوان یک فرصت و همچنین تاکید قانون اساسی بر برابری حقوقی آحاد ملت ایران (بهغیر از استثنای سئوالبرانگیز ممنوعیت غیرشیعهها برای کاندیداتوری ریاست جمهوری) متاسفانه در سایه تنگنظریها و قوانین نانوشته، امروزه شاهد محرومیت بخش چشمگیری از شهروندان ایران در بهرهمندی از فرصتهای برابر برای برخورداری از منزلت اجتماعی، ثروتاندوزی مشروع و حضور در ساختار قدرت هستیم که عملا جامعه و نظام سیاسی موجود را با سم مهلک تبعیض و ستم مواجه نموده است. این معضل اساسی که اتفاقا ریشههای داخلی نیز دارد در مقاطعی زمینههایی برای جلب مطامع بیگانگان و دخالتهای آنا را نیز ایجاد کرده است.
اینک مایلم بهدور از مصلحتپرستیهای معمول و تنها از سر دلسوزی و علاقه به اصلاح نظام و کشور به اطلاع برسانم که وضع موجود که آکنده از تبعیض و نابرابری در حق اقوام و مذاهب است به هیچ وجه قابل تداوم نیست و باید اذعان نمایم علیرغم همه تلاشها و اقدامات مفید دوران اصلاحات تکرار همان شعارها و برنامهها نیز در جلب نظر و تامین خواستههای آنان موثر نخواهد بود. زیرا اینک زمانه دیگری است و با گذشت دوازده سال از آن ایام و در سایه وقایعی که اتفاق افتاده است و بمباران تبلیغاتی دهها ماهواره و هزاران سایت اینترنتی سطح توقعات مردم و مطالبات به حق آنها به شدت افزایش یافته است و در عین حال دولت مهرورز نهم همه رشتهها را پنبه کرده است.
جناب آقای خاتمی و برنامهریزان و مشاوران ایشان باید درک کنند که دیگر نمیتوان با ارائه چند شعار جذاب مبنی بر اصالت ایرانی اقوام و یا برادر بودن شیعه و سنی و درج عناوین کلی ذیل سرفصلهای مبهم و بیربط به کسب رای کردها و ترکمنها و بلوچها و عربها و... امیدوار بود و در سایه نگاه مرکز پیرامون انتظار داشت که تنها با قرار دادن آمپلی فایرهایی در تهران و نصب بلندگوهای آن در مناطق قومی و مذهبی مردم را به جوش و خروش درآورد.
شکی نیست که در میان کاندیداهای مطرح در جبهه اصلاحات هیچ چهرهای به اندازه آقای خاتمی در میان اقوام و مذاهب محبوبیت و پایگاه اجتماعی ندارد، اما این به تنهایی کافی نیست، زیرا موانعی که در مسیر اصلاحات با هدف کاهش اثربخشی اقدامات مفید آفریدند و آنچه که در دوران موسوم به اصولگرایی بر سر آنان آوردهاند اساسا منجر به قهر قومیتها و پیروان اهل سنت با صندوقهای رای و کاهش امیدشان به حل مسالمتآمیز مشکلاتشان شده است که کاهش شدید مشارکت مردم در چند انتخابات گذشته در مناطقی مانند کردستان خود شاهدی بر این مدعاست.
جان کلام اینکه اگر اصلاحطلبان خواهان رای و اقبال اقوام و مذاهب برای تضمین یکپارچگی ایران، حفظ همبستگی ملی و تحقق دموکراسی هستند باید در درجه اول برای بازسازی اعتماد از دست رفته آنان ستاد انتخاباتی خود را بهگونهای طراحی نمایند که مینیاتوری از دولت آینده را نمایان سازد و با استفاده از چهرههای مقبول، خوشنام و شناختهشده نشان دهند که از تابوی عدم استفاده از قومیتهای گوناگون و اهل سنت عبور کردهاند و دولت آینده اصلاحات در سطوح ملی و محلی خالی از نخبگان و شایستگان اقوامی مانند کردها، بلوچها و عربها و اهل سنت نخواهد بود و در برنامههایی که ارائه میدهند بهصورت شفاف و صریح ضمن اشاره به به تبعیضها و ستمهایی که در گذشته شاهد آن بودهاند با ارائه راهکارهای عملی، شفاف، کیفی، قابل سنجش و ارزیابی دقیق حسن نیت خود برای حل ریشهای مشکلات در سه بخش نادیده گرفته شدن هویت قومی آنان، توسعهنیافتگی شدیدمحل زندگی اشان و محروم شدن ناحق از حضور در ساختار قدرت را نشان دهند.
مراجع: موج سوم گزارش عکس انعکاس در گویانیوز